كاغذ ساندويچ / هادي خشايي
وقتي كه برگشت، زنش گرد گيري كرده همه چيز را شسته بود و حتي روي مبل ها و صندلي ها را دستمال كشيده بود. سر ميزش رسيد و كيف سامسونت را زير ميز تحرير هل داد. دست برد لاي كاغذها و چند برگي از آنها را بيرون كشيد. سربرگها را نگاه كرد، دست نوشته هاي ديشبش نبود، باز دست انداخت و اينبار همه ي آنها را توي دست گرفت و با دست ديگر ورق زد. (به ادامه مطلب برويد)
ادامه مطلب