تبليغاتX
. هاویه .

. هاویه .

در قعر هاويه‌ي نوشتن (روزنوشت‌ها و ادبيات داستاني)

دل هیچکی مثل من غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفهای علاقه همه مردند تو دلم
مثل گنجیشکهای بی لونه و بی جای محله
دیگه هیچ جا تو درختها جای من نیست که برم
با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثل مهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی زمزمه کردن
 واثه من نه تو میشه نه فرقی داره
بارونه از سر شب همش می باره
تو گوشم داد می زنه همش می ناله
میگه هیچکی مثل من غربت اینجا رو نداره
زندگی ارزش این همه اشکها رو نداره           (یکی از ترانه‌های قمیشی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/14ساعت   توسط هادی  | 

من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم
پيدا نمي شدي تو، شايد  كه  مرده  بودم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/14ساعت   توسط هادی  |