تبليغاتX
. هاویه .

. هاویه .

در قعر هاويه‌ي نوشتن (روزنوشت‌ها و ادبيات داستاني)

فعلا برای مدتی به روز نخواهم شد. کلی کتاب و مطلب نخوانده دارم که می‌خواهم بروم سراغشان. وبگردی و وب‌نویسی تمرکزم را به هم می‌زند. مخصوصا با این اوضاع و احوالی که به وب سایه انداخته و فکر و ذهن من از آن مصون نیست و نمی‌توانم پی‌گیر مسائل نباشم. برای همین ترجیح می‌دهم یک مدتی کانکت نشوم. چون این وبلاگ استارت وبگردی‌هایم هست کار در آن را فعلا معلق می‌کنم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت   توسط هادی  | 

این عکس تزیینی هست!

پیرمرد گوشه‌ی روزنامه را توی دست‌هایش چنگ زد و نوک بینی‌اش را چسباند به عکس توی روزنامه. برای دقایقی زل زد به عکس. مرد توی عکس کاپشن سفیدی به تن داشت، کاپشنی سفید که دو خط مورب قرمز از روی شانه‌ی راست به انتهای سمت چپش کشیده شده بود و مارک دایره‌ای سیاه‌رنگی درست میانه‌ی کمر کاپشن دیده می‌شد. انگاری همین دیروز همسرش آن را دوخته بود به روی کاپشن. تصویر صورت کسی که عکسش توی روزنامه چاپ شده بود معلوم نبود. پیرمرد با خودش فکر کرد: <<یعنی این می‌تونه محمدرضای من باشه؟>> ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/21ساعت   توسط هادی  | 

!از طریق سایت خوابگرد به لینک مطالب تامل انگیزی برخوردم که در زیر می‌آورم.
1. مطلب اول یادداشتی است از امیر احمدی آریان با عنوان «مانیفست ادبیات آینده» که آن را در اینجا (کلیک کنید) می‌توانید بخوانید. نویسنده در این یادداشت سعی کرده است با تحلیلی بر رمان‌نویسی دهه‌های گذشتی، پیشنهادی برای خلق «رمان بزرگ» در دهه‌ی پیش‌رو ارائه دهد.
2. مطلب دوم نقد موشکافانه‌ی حسین ایمانیان است بر یادداشت امیر احمدی آریان با عنوان «فعلا خط و چرت می‌زنیم». ایمانیان با نگاهِ انتقادیِ منفی مانیفست آریان را تحلیل کرده، بر بسیاری از گزاره‌های یادداشت آریان مهر ابطال زده و رویکرد او را در ارائه‌ی مانیفست به چالش کشیده. ایمانیان در پایان به صراحت چنین نوشته: «حرف اصلی «مانیفست ادبیات آینده» توصیه به نویسند‌گان ایرانی برای «جو‌گیر شدن» است و نه چیزی دیگر.» یادداشت ایمانیان را هم می‌توانید در اینجا (کلیک کنید) بخوانید.

3. و اما سومین مطلب مقاله‌ای است به قلم "سیدرضا قاضی نوری" با عنوان «مقاومت شبکه‌ای شادمانه و پر امید». برای تغییر دیدگاه‌ها و فائق آمدن بر یاس لعنتی ماه‌های اخیر بس موثر و کارگشا است. در مقدمه‌ی این مقاله می‌خوانیم: «آنچه در این نوشتار می‌آید، دفاعی است مجادله‌پذیر از این ایده که جنبش ایجاد شده در ماه‌های اخیر، در کوتاه مدت بیش از آنکه نیازمند تصرف قدرت سیاسی باشد، محتاج تغییر و تسخیر تن‌ها و روان‌ها و در درجه‌ی بعدی شکل بخشیدن به فضاهای عمومی است». برای مطالعه به اینجا (کلیک کنید) وارد
شوید.
رمزآشوب برگشت:
http://www.ramzashoob.com
+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/21ساعت   توسط هادی  | 

1. وبلاگ گفتگو به تازگی شروع به کار کرده و با مطالبی پیرامون ادبیات داستانی ایران به روز است.

2. هنوز برنامه‌ی خاصی برای وبلاگم ندارم. اگر به روز نشدنم با داستان همینطور پیش بره شاید از خیر نوشتن در اینجا بگذرم. آدم از روح ژرژ سیمنون پرکار خجالت می‌کشه!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/17ساعت   توسط هادی  | 

|1|
«در مورد الهام گرفتن [برای نوشتن] نمی‌توانم توضیح بدهم. نویسنده یا می‌تواند بنویسد و یا نمی‌تواند و اگر من نویسنده بخواهم منتظر الهام باشم باید اعتراف کنم که نویسنده نیستم.» (تونی موریسون- رمان‌نویس امریکایی متولد 1931/ بخشی از گفتگو با وی که در روزنامه‌ي جام‌جم ترجمه و چاپ شده بود؛ 10/8/1388)...
(متن کامل در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/15ساعت   توسط هادی  | 

این روزها دیر به دیر آنلاین می شوم و آن هم از کافی نت برای همین امکان وبلگردی و کامنت پراکنی ندارم. صفحات را ذخیره می کنم تا توی خانه سر وقت بخوانم. هر چند واقعا چیز دندانگیری وجود ندارد. فعلا دارم مطالعه می کنم و می نویسم. بیشتر تمرینی است. فعلا داستان به دردبخوری از تویشان بیرون نکشیده ام. با این همه کرختی و اینهمه اعتراف و خیمه شب بازی باز هم دارم زندگی می کنم و به نتایج فوق العاده خوبی توی زندگی رسیده ام. فعلا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/04ساعت   توسط هادی  |