تبليغاتX
. هاویه .

. هاویه .

در قعر هاويه‌ي نوشتن (روزنوشت‌ها و ادبيات داستاني)

این عکس تزیینی هست!

پیرمرد گوشه‌ی روزنامه را توی دست‌هایش چنگ زد و نوک بینی‌اش را چسباند به عکس توی روزنامه. برای دقایقی زل زد به عکس. مرد توی عکس کاپشن سفیدی به تن داشت، کاپشنی سفید که دو خط مورب قرمز از روی شانه‌ی راست به انتهای سمت چپش کشیده شده بود و مارک دایره‌ای سیاه‌رنگی درست میانه‌ی کمر کاپشن دیده می‌شد. انگاری همین دیروز همسرش آن را دوخته بود به روی کاپشن. تصویر صورت کسی که عکسش توی روزنامه چاپ شده بود معلوم نبود. پیرمرد با خودش فکر کرد: <<یعنی این می‌تونه محمدرضای من باشه؟>> ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/21ساعت   توسط هادی  |