پنج يادداشت بر قصههاي: «نويسنده حق دارد» از سامان آزادي، «ميز» از علي يوسفي، «حاجي» و «كولي» از رامين رادمنش و «شب» از الهه عليخاني. (نويسندگان پاتوق ادبي)
مدتي است پاي ثابت پاتوق ادبي شدهام. و در اين مدت همهي قصهها را خواندهام و براي هر كدام چند خطي هم نظر نوشتهام. شايد چون وبلاگم دير به دير بروز ميشود دوستان گمان كنند نيستم و نميخوانم و يا نمينويسم. اما خب، هنوز هستم و هنوز هم مينويسم. امروز نظراتم را راجع به پنج قصه از دوستان پاتوق جمع كردم و بعد از ويرايش مختصر به عنوان يك پست در وبلاگم منتشر ميكنم. در تمام اين مدتي كه انجمنهاي شهر تعطيل و دچار ركود بودند، پاتوق بهترين جا براي جمعخواني و بحث و تبادل نظر بود. وقتي يك مدتي در چنين جمعهايي نباشي، رفته رفته كمي از قدرت تحليلت راجع به قصه كاسته ميشود و از بعضي مسائل دور مياُفتي. پاتوق اين فرصت را مهيا مي كند هنوز درگير قصه و نوشتن باشي. پاتوق خواني را به دوستان پيشنهاد ميدهم. شايد در يكي از پستهاي آينده راجع به پاتوق بنويسم. به نظرم پاتوق افت و خيزهاي مكرري دارد كه بايد راجعبهشان حرف زد. چندباري نوشتم و دوستان تاحدودي ترتيب اثر دادند. اما هنوز كاستيهايي هست كه پاتوق را از رمق مياندازد. كار دوستان پاتوقي دست مريزاد و خسته نباشيد دارد. برايشان توفيق آرزومندم.... (وارد ادامه مطلب شويد)
[متن کامل]
+ نوشته شده در شنبه
1387/06/30ساعت   توسط هادی خشايي
|
بعد از مدتها شنيدن و خواندن از رمان پاگرد نوشتهي محمدحسن شهسواري، چند روز پيش كتاب را پيدا كردم و مشغول خواندنش شدم. شهسواري را با يادداشتهايش در خوابگرد و چند مقاله در روزنامهها ميشناختم. دربارهي رمان "پاگرد" يادداشتهايي ديده بودم. اين اواخر هم خوابگرد با يادداشتي از "پدرام رضاييزاده" راجع به "پاگرد" نيمچه بحثي را باز كرده بود. كتاب را در دو نشست خواندم. براي بار اول پنجاه صفحه خواندم و بار دوم تا پايان كتاب را يكنفس رفتم. كل كتاب 287 صفحه است. كتاب را نشر "افق" در سال 83 چاپ كرده. درصفحهي پاياني كتاب، تاريخ اتمام نگارش سال 80 ذكر شده است.... (برويد به ادامه مطلب)
[متن کامل]
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/06/04ساعت   توسط هادی خشايي
|
نگاهي به قصهي كفشدوزكها و آدمها؛ نوشتهي رامين رادمنش؛ منتشر شده در پاتوق
قصه روايت دانشآموزي است از اتفاقاتي كه در كلاس درس بر او ميگذرد. شاگرد سر به هوا سوتي ميدهد و معلم با او درگير ميشود. قصه بر روي چند مسئله متمركز شده. اول: ارائهي حال و هوايي از كلاس درس، توصيف معلم و دانشآموزها، نگاه راوي به درس عربي و چيزهايي از اين درس. دوم: مشغلههاي ذهني راوي و ذرهبيناش. سوم قضيهي جفتگيري كفشدوزكها و نهايتا مسئله چهارم درگيري راوي و معلم و مدير و... (متن كامل در ادامه مطلب)
[متن کامل]
+ نوشته شده در جمعه
1387/05/04ساعت   توسط هادی خشايي
|
/ يادداشتي دربارهي كتاب : ( استخوان خوك و دستهاي جذامي) نوشتهي مصطفي مستور
كتاب استخوان خوك و ... برندهي جايزهي ادبي اصفهان به عنوان بهترين رمان سال 84 بوده و همچين نامزد جايزهي بهترين رمان انجمن منتقدان مطبوعات. استخوان خوك و ... از سال 83 تا به امروز هفت بار تجديد چاپ شده. كتاب را از دو سال پيش داشتم ولي فرصتي براي خواندنش پيش نيامده بود. دو شب پيش در يك نشست خواندم. كتاب در قطع رقعي و در 82 صفحه چاپ شده، براي همين خواندنش زياد وقت گير نيست.... (متن کامل در ادامه مطلب)
[متن کامل]
+ نوشته شده در جمعه
1387/03/24ساعت   توسط هادی خشايي
|
معرفي كتاب / هادي خشايي : "فن داستان نويسي" / مترجم: محسن سليماني / ناشر: اميرکبير
يکي از کتاب هاي سودمند در زمينه داستان نويسي، کتاب "فن داستان نويسي" با گردآوري و ترجمه ي محسن سليماني است. کتاب از چند بخش تشکيل يافته:-کليات (وصاياي داستان نويسان معاصر، بيست و سه اندرز به کساني که وقت ندارند بنويسند، راه پر پيچ و خم تجربه، روند رسيدن ميوه ي داستان، ماهيت و هدف داستان و ...).... (برويد به ادامه مطلب)
[متن کامل]
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/02/18ساعت   توسط هادی خشايي
|
دربارهي ادگار آلن پو / گردآوري: هادي خشايي
زندگي نامه : ادگار آلن پو،قصه نويس،شاعر و منتقد امريكايي، در سال 1809 در شهر بوستون امريكا به دنيا آمد. پدر و مادر وي هنرپيشه بودند.او دو ساله بود كه پدرش خانواده را ترك كرد و مادرش پس از چندي درگذشت. مرگ مادر در سن 24 سالگي، تاثير عميقي در روح و روان ادگار آلن پو خردسال گذاشت. او چهره ي مبهم مادر را به ياد مي آورد و مردهاي سياهپوشي را كه او را از مادرش جدا مي كردند. (برويد به ادامه مطلب)
[متن کامل]
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/02/18ساعت   توسط هادی خشايي
|
دربارهي : آنتوان پاولويچ چخوف / / Anton Pavlovitch Chekhov / تنظيم: هادي خشايي
زندگينامه چخوف
چخوف به سال 1860 در يكي از شهرستان هاي جنوبي روسيه در شهر تاگانروگ ( Taganrog ) ديده به جهان گشود. نخست در مدرسه ي يوناني وابسته به كليساي امپراتور كنستانتين ، به تحصيل پرداخت. در سال 1879 وارد دانشكده ي پزشكي دانشگاه مسكو شد. آن زمان تجسم روشني از دانشكده ها نداشت و هرچه مي كوشيد نمي فهميد به چه علت دانشكده ي پزشكي را انتخاب كرده. (به ادامه مطلب برويد)
[متن کامل]
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/02/18ساعت   توسط هادی خشايي
|
سفري كه من را برد به گراي 270 درجه! / هادي خشايي / نگاهي گذرا به رمان : سفر به گراي 270 درجه / نوشته ي احمد دهقاننام كتاب «سفر به گراي270 درجه » را زياد شنيده بودم و اين اواخر هم خبر ترجمه ي كتاب به زبان انگليسي را خوانده بودم. براي همين مشتاق بودم كتاب را بخوانم. از لابه لاي نقدهايي كه براي كتاب نوشته بودند مي دانستم كه جنگ هشت ساله ي ايران و عراق را محور قرار داده است. (بروید به ادامه مطلب)
[متن کامل]
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/01/15ساعت   توسط هادی خشايي
|